فعل (fair)
دوستان خوبم دوباره در این پست یاد آوری می کنم در صورتی که منبع اصلی مطالب درج شده در پستهای یادگیری زبان فرانسه رو بدونم حتما منابع رو برای دوستان می نویسم تا هم حق نویسنده عزیز حفظ بشه هم با دیدن وبلاگ یا سایت ایشان به منابه بیشتری دسترسی داشته باشید .
دوستان گرامی لطفا اگر سایت اصلی - منبع - مطالب ذیل را یافتید حتما به من اطلاع بدید تا ایتجا درج بشه این مطالب رو حدود ۳ سال پیش جمع آوری کردم و الان منبع اصلی را به خاطر ندارم .
با اجازه آقا یا خانم نویسنده
فعل (fair) این از فعلهای پر کاربرد در فرانسه است پس خیلی بهش توجه کنین
|
Faire-to do, make (fair) | |||||
|
Present tense |
Past tense (imperfect) |
Future tense | |||
|
fais |
faisons |
faisais |
faisions |
ferai |
ferons |
|
fais |
faites |
faisais |
faisiez |
feras |
ferez |
|
fait |
font |
faisait |
faisaient |
fera |
feront |
Faire is used in expressions of weather (il fait beau) and many other idiomatic expressions:
faire de (a sport) - to play (a sport)
faire le sourd / l'innocent - to act deaf / innocent
faire le (subject in school) - to do / study (subject)
faire le ménage - to do the housework
faire la cuisine - to do the cooking
faire la lessive - to do laundry
faire la vaisselle - to do the dishes
faire une promenade - to take a walk
faire un voyage - to take a trip
faire les courses - to run errands
faire des achats - to go shopping
faire de l'exercice - to exercise
faire attention - to pay attention
faire la queue - to stand in line
منتظر نمان پرنده ایی بیاید و پروازت دهد. در پرنده شدن خویش بكوش