تجارب یک مهاجر
سلام دوستان می خوام برم سر اصل مطلب
وبلاگ مسعود عزیز که حدود دو سالی هست در کبک اقدامت دارن رو بهتون معرفی می کنم
ناگفته های تلخی که دونستنش بد نیست . مشخصه ایشون خیلی بی ریا و تنها به قصد روشن کردن ذهن من و شما واقعیاتی رو که باهاشون روبرو بودن و تجربه کردن نوشتن البته امیدوارم مثل من دچار استرس نشین و به خودتون مثل من بابت از دست دادن فرصتهایی که برای خوندن زبان میشد گذاشت بد و بیراه نگین و افسوس نخورین البته هنوز هم دیر نیست ............
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ ساعت 10:27 توسط آندیا
|
منتظر نمان پرنده ایی بیاید و پروازت دهد. در پرنده شدن خویش بكوش